تبليغاتX
رهروان شهادت
 
پیرامون شهید محمد صادق طبسی
 

در شب عمليات بدر، يك چهارلول ضدهوايي، تمام گردان روح الله را زمين‌گير كرده بود. من و شهید صادق مأموريت داشتيم كه آن را خاموش كنيم. از كنار دژ شروع به حركت كرديم. ايشان پيشاپيش من حركت مي‌كرد و با رشادت من را به دنبال خود مي‌برد. من و ايشان تا زير ضدهوايي پيش رفتيم و ايشان با شجاعت نارنجكي داخل آن ضدهوايي انداخت و آن را خاموش كرد و آن منطقه به دست ايشان آزاد شد.

 

خاطره ای از مجيد اخوان

  نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت   توسط رهروان شهادت   | 
 

شهادت مولای متقیان، امیرمومنان، "امام علی علیه السلام" را به شما تسلیت عرض  می کنم

 

  نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387ساعت   توسط رهروان شهادت   | 

در مدت سي و چند روز در كمين و سنگرهاي كمين جزيره مجنون شمالي توفيق مصاحبت و همراهي با اين شهيد عزيز و حدود 20 نفر شهيد ديگر از آن جمع را داشتم. شهيد طبسي در آن مدت، مسئول پاسگاه 3 جزيره مجنون شمالي بود و به خوبي با حدود 35 نفر نيروي تحت امر اين پاسگاه را كه به عنوان كمين در دل هورالعظيم قرار داشت، اداره و حفاظت مي‌كرد. از آن دوران، فقط بزرگواري، صبوري، متانت، شجاعت و شهامت از او و دوستان شهيد به ياد دارم.


خاطره ای از حاج علي مسگري

  نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت   توسط رهروان شهادت   | 
تعهد به شفاعت با شهيد سيد حميد شادمانفر


متن تعهد به شفاعت اين دو شهيد كه به قلم شهيد شادمانفر نوشته شده و به امضاي آن شهيد عزيز مزين است، به اين شرح است:


بسم رب الشهداء
سلام عليكم و رحمت الله
با سلام و درود بر امام زمان يگانه منجي عالم بشريت مهدي موعود (عج) و با سلام و درود بر نايب برحقش خميني بت‌شكن و با سلام و درود بر خانواده‌هاي معظم شهدا. به لطف و ياري خدا عهد مي‌بندم كه اگر شهادت، اين فوز عظيم، نصيبم گشت، برادر عزيزم صادق طبسي را شفاعت كنم. ايشان هم بهمچنين. از خداوند منان توفيق همگان، مخصوصا آقا صادق را از ايزد منان خواهانم. به اميد پيروزي هر چه زودتر رزمندگان.


اللهم ارزقنا توفيق الشهادت في سبيلك


سيد حميد شادمانفر

و من الله التوفيق
1/4/64

  نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت   توسط رهروان شهادت   | 
 

پیمان برادری با شهید عباس محمدجو

شهيد صادق طبسي با عباس پيمان برادري داشتند كه هر كدام زودتر به شهادت رسيدند از همديگر شفاعت كنند و از يكديگر امضا گرفته بودند. يكي در دفتر يادداشت يا خاطرات شهيد بزرگوار محمد صادق طبسي بود و يكي هم در دفتر شهيد عباس محمدجو كه هميشه همراه داشتند.

خاطره ای ازحسين‌علي محمدجو (پدر شهيد عباس محمدجو)


 

اعتماد

 

روزي با هم به استخر رفتيم. هنگامي كه شهيد طبسي مي‌خواست شنا كند، اسلحه خود را به من سپرد. گفتم آقا صادق به من اطمينان داري؟ ایشان گفتند: شما جای پدر من هستی عباس برادر من بود.

  

خاطره ای ازحسين‌علي محمدجو (پدر شهيد عباس محمدجو)


  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت   توسط رهروان شهادت   | 

صادق بسيار خوش‌اخلاق و متخلق به اخلاق اسلامي بود و اصلا از حضورش خسته نمي‌شديم و لذت مي‌برديم. هميشه خنده و لبخند بر لب داشت. هر مسئوليتي را مي‌پذيرفت، به خوبي از عهده برمي‌آمد. با بسيجيان تحت امر خود بسيار مهربان و خوش‌برخورد بود. همه او را دوست داشتند و احترام ويژه براي او قايل بودند. شب‌ها را كمتر مي‌خوابيد. معمولا شب‌ها بيدار بود و به سنگرها سركشي مي‌كرد و باعث دلگرمي و ايجاد روحيه بالا در بچه‌ها بود.

 
در برخورد با دوستان بسيار متواضع و مهربان بود. لبخند مي‌زد. ابتدا به سلام مي‌كرد. بسيار گرم و صميمي بود. از مصاحبت با او احساس خستگي نمي‌كرديم. شوخ‌طبع و خون‌گرم بود. در كارها كمك مي‌كرد. بسيجيان را در پايگاه در انجام امور همراهي مي‌كرد و روحيه تعاون بسيار بالايي داشت.


اهل تظاهر و ريا نبود. روحيه مذهبي و ديني داشت. همه او را به تقوا و ديانت مي‌شناختند. همسنگران او راز و نياز نيمه‌شبش را ديده بودند، ولي تظاهر نمي‌كرد. در مراسم عزاداري و سوگواري اهل بيت (ع) به ويژه سيد الشهدا (ع) در جبهه و پشت جبهه با عشق و علاقه شركت مي‌كرد.


هميشه يك حال معنوي و نورانيت در او مشهود بود.

 

اطاعت‌پذيري بالايي نسبت به فرماندهان داشت و دليل لزوم اطاعت را امر امام (ره) و فرمانده كل قوا مي‌دانست.

خاطره ای از حاج علي مسگري

  نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت   توسط رهروان شهادت   | 
 

 

  نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت   توسط رهروان شهادت   | 

 

ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) بر تمام شیعیان آن حضرت تسلیت باد

 

قابل به ذکر است که شهادت شهید محمد صادق طبسی در روز شهادت این بانوی بزرگوار  بوده است

روحش شاد و راهش پر رهرو باد

  نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت   توسط رهروان شهادت   | 
سلام دوستان عزیز

برای اینکه از خلیج همیشه فارس حمایت کنیم و بمب گوگلی رو نثار اونا کنیم . وبلاگ نویسان محترم بیایند و محض احتیاط یه لینک بدند به persiangulfonline.org با عبارت persian gulf یعنی اینطوری: persian gulf. یک بار بیشتر لازم نیست این کار رو بکنید و اگر تا به حال این کار رو یک بار انجام دادید دیگه لازم نیست. هر کدوم از این لینک ها که داده بشه به همون اندازه کار عربها رو برای بمباران خلیج فارس سخت تر میکنه.

و با این کار از خلیج همیشه فارس خود دفاع کنیم .

  نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت   توسط رهروان شهادت   | 

 

شهید طبسی در شكل‌گيري پايگاه چمران نقش بسزايي داشت و از بدو تأسيس پايگاه، كمر همت را بست و مخلصانه كوشش كرد. شب و روز، تمامي دوستان را دعوت مي‌نمود به همكاري و آموزش نظامي. شب‌ها تا صبح نمي‌خوابيد و پاسداري مي‌نمود. در هواي سرد زمستان روي برف و يخ با موتور، گشت مي‌داد و از نيروهاي گشتي پايگاه مواظبت مي‌نمود.

خاطره ای از سيد هادي طباطبايي

 

 

تمام زندگي، فكر و ذكرش پايگاه شهيد چمران بود. و خدا وكيلي بايد گفت ايشان پايه‌گذار و بنيان‌گذار پايگاه شهيد چمران بود كه يك آب‌انبار بيش نبود كه پس از تلاش بسيار، مراسم افتتاحيه‌اي برقرار كرد.

اولين كاري كه در پايگاه شهيد چمران انجام داد، خريد يك موتور سيكلت بود كه به طور قسطي خريد و اولين قسط موتور را خودش پرداخت و قسط دوم را من كمك كردم و اقساط بعدي را ديگران دادند. پس از آن اقدام به ساخت ساختمان پايگاه شهيد چمران كه همه اجزاي ساختمان،‌ اعم از آجر و ديگر مصالح از مردم كمك و مشاركت مي‌گرفت. آجرش از افراد متفرقه و غلامرضا واحدي و موكت از پدر شهيد توحيديان، و لباس براي بچه‌ها را از بسيج تهيه مي‌كرد.

خاطره ای از حاج اسماعيل بهمني

 

 

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت   توسط رهروان شهادت   | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM